تبليغاتX
لاله واژگون


 



من و تو با همه مردم روح مشترکی داریم . هممون روحمون مال خداست .
هرچی الان فکر می کنم می بینم جز این هیچی نمی تونم بهت بگم ... دوست دارم فقط همین . عاشقتم . البته خود این لغت آخر حرفه . از اون حرفهاست که کسی وقت صرفش نمی کنه تا واسه دیگران شرح بده چون همه عمرش طول می کشه ، واسه همینم هرکسی ترجیح میده تمام عمرش که در اصل از زمان عاشق شدنش معنا می گیره و عملا از اون موقع شروع می شه ، خودش واسه خودش مدام معانی این لغت رو تو دلش حک کنه . هرچی بیشتر می گذره .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/27ساعت 7:46 بعد از ظهر  توسط سپهر   | 

کارم جور نمي شد .

چندين بار تلاش کرده بودم .

اصلا يادم نبود که اون هست .

يادم هم که افتاد اون جوري ازش کمک نخواستم فقط اسمشو صدا زدم .

خوردم به بن بست . ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/02/27ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط سپهر   | 

 

مسیح عزیزم سلام . می دونی تو با این کامنت گذاشتنت نه تنها یک شمع برام روشن می کنی بلکه بهم کلی هم امید می دی . شمع روشن کردن هم در دین ما هم در سایر ادیان یه کار مذهبیه که تو اماکن خاصی برای آرامش گرفتن و دعا کردن انجام می شه و من با دیدن شمع هایی که دیگران برام روشن می کنن خیلی آرامش می گیرم . از این لطفت خیلی ممنونم . متن های قشنگتو برام بفرست حتی اگر تو وبلاگ جونیور هم بوده باز بده باعث افتخارمه که بذارمشون تو وبلاگ . شاد و موفق باشی . راستی به خاطر شعر فروغ هم ممنون .

افشین جان برات کامنت گذاشتم . خیلی وبلاگ خوبی داری . البته من اهل عشقولانه نویسی زیاد نیستم اما از متون عشقولانه استقبال می کنم . هیییییییییی پدر عشق بسوزه که ما یکی رو تو اوج جوونی پیر کرد . قربانت . ممنون که بهم سر زدی . آهان راستی یادم رفت ورودتو به وبلاگ خودت تبریک بگم . خوش اومدی . موفق باشی .

مسلم جان سلام اول از همه اینکه ببخشید اشتباه از من بود . من فکر کردم دیگه نیازی به ست کردن نیست در حالیکه گفته بودم خبرت می کنم . وقتم هم تلف نشد این همه رفیق دارم که باید به وبلاگ هاشون سر بزنم . تازه وب خودمم باید تا می تونم آپ کنم که ۱ اردیبهشت به بعد معلوم نیست کی ها بتونم اصلا آنلاین شم . خلاصه خیالت راحت من یکی حوصله ام سر نمی ره و وقتم هم تلف نمی شه . از حرف زدن باهات که سیر نمی شم . اما باشه واسه مسنجر .  می بینم که از پست دندون پزشک هم حال کردی ... آخرش حالتو گرفتم نه؟؟؟ دوست داشتی یه جور دیگه می شد آره ؟؟؟ ای کلک راستشو بگو ... به هر حال امیدوارم همیشه موفق و شاد باشی . قربانت .

آقا رضا شما دیگه چرا ؟؟؟ دشمنت شرمنده باشه . خوشحالم که از متن خوشتون اومده اما راستش رو بخوای تقریبا متن های من همش غم انگیزه . نه اینکه بگی مشکل روحی دارم ها . اما خوب من چیزیو که حس می کنم می نویسم سر خوردگی - نفرت- ترس - اضطراب- عشق این ها خلاصه اما شادی همیشه از هر نوعی که باشه شادیه و حس متفاوتی تو دل آدم منتقل نمی کنه . البته کسانی که قبلا نوشته های منو خوندن این جوری گفتن که دقیقا حس خودشون بوده و تجربه اش کردند اما مثلا نتونستن بیانش کنن و من خوب اون حس رو فقط توصیف کردم . خلاصه اگه تونستی نوشته های کوتاه من رو بخوان خوشحال می شم نظر تو بدونم . ضرب المثل هاتم جالب بود . البته هنوز همشونو نخوندم . عکس رو هم که عوض کردی خوش تیپ ....منتظرما هر وقت تونستی بیا پیشم .

محمد رضا رایکا ی عزیز سلام . منم از شما ممنونم که مدام بهم سر می زنی و الطافتو پراکنده می کنی تو فضای وبلاگ محقر ما . منم اومدم سراغت . راستی این جوری تبلیغ می کنن ؟؟؟ ویروس میندازی به جون مردم که بیان از ترس اون به وبت سر بزنن؟؟؟ ما که همین جوری هم میایم .

عزرائیل عزیزم خیلی ممنون که ما رو فراموش نمی کنی و میای سراغمون . راستی اسم اصلیت وصاله ؟؟؟

ابوالفضل جان مرسی که اومدی به وبلاگ خودت . موفق و پیروز باشی . آپ کردی خبرم کن .

سلام ذاکر عشق . حرفت قشنگ بود و بلاگت قشنگ تر . واقعا گاهی من یکی که فکر می کنم آدما دارن به کجا می رن ؟؟؟؟

سلام آقا کیوی گل ... ببخشید کیوان جان گل . خوبی بابا؟ به نتایج خوبی رسیدی اولا که من همه حرفاتو دقیق می خونم و بر علیه خودتم تو دادگاه استفاده می کنم . خلاصه حرفات خیلی برام ارزشمنده و زیر چشمی هم رد نمی کنم بره . سیستم جالبمونم که خوب ... همینه دیگه ... مبتکری و فروتنی رو با هم به دوش می کشیم . مخلصم .

سلام سمیه خانوم . منم ازتون ممنونم که به وبلاگتون سر زدین . البته من که ادعای نویسندگی اون جوری ندارم که بگم هنر نوشتن رو دارم اما خوب می دونم که خیلی ها حتی یک خط هم به زور می نویسن واسه همین خیلی از خدا متشکرم چون نمی دونم اگر نمی تونستم بنویسم باید چطوری دلم رو خالی می کردم .

سلام هیوا جان حتما به کلبه ات سر می زنم . تو مرا از تاریکی در آوردی و من تو را از تنهایی در خواهم آورد . منتظر من باش . فقط خداییش اگه یه کم دیر شد گیر نده آخه دیگه خیلی وقتم آزاد نیست فقط ۵شنبه و جمعه هام تعطیلی دارم باقیش و دنبال یه لقمه نون حلالم . قربانت . ممنون که بهم سر زدی .

یگانه خانوم ممنونم حتما در اولین فرصت بهتون سر می زنم .

یه غریبه مثل ... سلام عزیزم خیلی مخلصیم داداش . تا حالا که سال خوبی داشتم شکر خدا . امیدوارم برای تو هم سال خیلی خوبی باشه . منم مثل تو خیلی وقت ندارم اما همیشه حوصله و دل و دماغ نوشتن رو دارم . اما خداییش نگو که از خودت خسته ای اینجوری نمی تونی خودتو بسازی بچه ... همیشه امیدوار باش فقط چیزهایی که به نفع ما هستتند اتفاق می افتند حتی اگر الان به نظرت به ضرر باشن . همیشه امیدوار باش . دیگه نبینم از این حرف ها بزنی ها ... آفرین .

مریم خانوم سلام ممنون بابا ولی به خدا این همه تعریف نداره ها ...

سلام واژه رنگ زندگی است خوشحالم که داستان رو می خونی و پیگیری می کنی حالا حالا ها بیا که ادامه دارد .

آرش رایان جان سلام ممنون که بهم سر می زنی و هوای بچه رو داری راستش بچه ام اون قدر طرفدارت هست که وقتی گفتم کبودی دستت مال چیه گفت خوردم زمین . بابت وست لایف هم ممنون . منتظرتم . خیلی با مرامی .

سلام نیلوفر آبی گل گلاب ... مرسی ... سعی کردم یه جور جالب بنویسم که اول ذهن همه بره به سمت چیزای بد بد بعدش یکهو دلش بریزه پایین البته خیلی هم نخواستم کشش بدم امیدوارم مورد قبول واقع شده باشه به هر حال ... وقت کنم بهت سر می زنم . قربانت ...

نسرین خانوم من منظورتون رو درست متوجه نشدم ...

خانوم شهلا نوری چقدر کوتاه عرض کردین . در اولین فرصت سراغتان می آیم . ممنون که نزدم آمدید .

نیما آقای خوش تیپ تو وبلاگت کامل جوابتو دادم . دیگه از این حرفا نزن و خودتو لوس نکن شاید واسه مدت کوتاهی بری اما بر می گردی چون بدون من دووم نمیاری . من رفیق همیشگیتم . نامرد نیستی میشناسمت . تنهام نمی ذاری . منتظرت می مونم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/03ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط سپهر   |